در ادامه خواهید خواند

اعاده دادرسی پرونده‌های ملکی؛ چگونه رای قطعی دادگاه را باطل کنیم؟

تصور کنید پس از ماه‌ها طی کردن راهروهای دادگاه، ابلاغیه رای قطعی خلع ید یا ابطال سند مالکیت به دست شما می‌رسد و دادگاه تجدیدنظر، حکم را علیه شما تایید کرده است. در عرف حقوقی و نگاه عامه، رای قطعی به معنای بسته شدن کامل پرونده و لازم‌الاجرا شدن حکم است. اما در حقوق ثبت و املاک، قانون‌گذار پذیرفته که دادگاه‌ها عاری از خطای انسانی نیستند و گاهی پس از صدور رای، مدارک یا وقایعی کشف می‌شوند که بنیان رای صادرشده را زیر سوال می‌برند.

اعاده دادرسی (دوباره رسیدگی کردن به پرونده قطعی‌شده) فوق‌العاده‌ترین و سخت‌ترین مسیر اعتراض در آیین دادرسی مدنی است؛ راهکاری قانونی که به شما اجازه می‌دهد رای قطعی دادگاه را بی‌اثر کرده و پرونده را دوباره به جریان بیندازید.

اعاده دادرسی و اعتراض به آراء قطعی ملکی

رای قطعی ملکی یعنی چه و چرا همیشه پایان دعوا نیست

بر اساس ماده ۵ قانون آیین دادرسی مدنی، آرای دادگاه‌ها اعم از حکم و قرار باید اجرا شوند و هیچ مقامی نمی‌تواند از اجرای حکم قطعی جلوگیری کند مگر به موجب قانون. رای قطعی ملکی حکمی است که یا مراحل تجدیدنظر را طی کرده، یا مهلت ۲۰ روزه تجدیدنظرخواهی آن منقضی شده و به قطعیت رسیده است. این رای از اصل «اعتبار امر قضاوت‌شده» (عدم امکان طرح مجدد دعوای فیصله‌یافته – بند ۶ ماده ۸۴ ق.آ.د.م) برخوردار است و اداره ثبت و اجرای احکام مکلف به اجرای آن (مانند خلع ید یا تنظیم سند) هستند.

با این حال، قطعیت رای به معنای معصومیت آن از خطا نیست. ماده ۴۲۶ قانون آیین دادرسی مدنی استثنایی بر اصل قطعیت احکام وارد کرده است. اگر دادگاه بر مبنای سند مجعول، شهادت کذب، یا در غیاب یک سند رسمی سرنوشت‌ساز که بعداً کشف شده رای صادر کرده باشد، حفظ رای قطعی به معنای پایمال کردن عدالت است. بنابراین، اعاده دادرسی اهرمی است که قانون‌گذار برای بازگرداندن پرونده از مسیر انحرافی تعبیه کرده است.

هشدار عملی: ورود به مسیر اعاده دادرسی بدون داشتن مدارک کاملاً جدید و تطبیق آن‌ها با بندهای قانونی، تنها موجب اتلاف وقت، پرداخت هزینه‌های سنگین دادرسی ملکی و رد فوری دادخواست توسط دادگاه می‌شود.

تفاوت اعاده دادرسی با سایر روش‌های اعتراض به آراء قطعی ملکی (تجدیدنظر، فرجام‌خواهی، اعتراض شخص ثالث)

برای انتخاب درست‌ترین مسیر اعتراض پس از قطعیت رای، باید تمایز ساختاری این روش‌ها را بشناسید:

روش اعتراضمرجع رسیدگیمبنای قانونیموضوع اعتراض

اثر بر اجرای حکم

 

تجدیدنظرخواهیدادگاه تجدیدنظر استانماده ۳۳۰ به بعد ق.آ.د.مرسیدگی دوباره به ماهیت (قبل از قطعیت)مانع اجرای حکم است
فرجام‌خواهیدیوان عالی کشورماده ۳۶۷ به بعد ق.آ.د.مانطباق رای با شرع و قانون (فقط در دعاوی خاص)به خودی خود مانع اجرا نیست
اعتراض شخص ثالثدادگاه صادرکننده رای قطعیماده ۴۱۷ به بعد ق.آ.د.ممتضرر شدن شخص خارج از پروندهنیاز به دستور توقف اجرا دارد
اعاده دادرسیهمان دادگاه صادرکننده رای قطعیماده ۴۲۶ ق.آ.د.موقوع جهات هفت‌گانه فوق‌العاده پس از صدور رایپس از صدور قرار قبول اعاده دادرسی، اجرا متوقف می‌شود

نکات کلیدی در تمایز روش‌ها:

  • تجدیدنظر روش عادی اعتراض به آرای غیرقطعی است، اما اعاده دادرسی روش فوق‌العاده اعتراض به آرای قطعی است.
  • فرجام‌خواهی در دیوان عالی کشور صرفاً جنبه شکلی (بررسی صحت تطبیق رای با قانون) دارد و وارد ماهیت و کشف دلیل جدید نمی‌شود؛ در حالی که در اعاده دادرسی، دادگاه دوباره وارد بررسی ماهوی ادله می‌شود.
  • اعتراض شخص ثالث مخصوص کسانی است که خود یا نماینده‌شان در دادرسی اولیه حضور نداشته‌اند، اما اعاده دادرسی مخصوص طرفین همان دعوا (خواهان و خوانده اولیه) است.

نکته کاربردی: اگر سند ملک به نام شخص ثالثی بوده که در دعوای خلع ید یا ابطال سند وارد نشده است، راهکار قانونی او «اعتراض شخص ثالث» (ماده ۴۱۷) است نه اعاده دادرسی. اقدام اشتباه در انتخاب نوع دادخواست، منجر به رد دادخواست و از دست رفتن زمان می‌شود.

جهات هفت‌گانه اعاده دادرسی طبق ماده ۴۲۶ قانون آیین دادرسی مدنی؛ با مثال مشخص برای هر بند در دعاوی ملکی

دادگاه فقط و فقط در صورت تطبیق شرایط پرونده با یکی از بندهای ماده ۴۲۶ قانون آیین دادرسی مدنی مجاز به پذیرش اعاده دادرسی است. ادعای «بی‌عدالتی» یا «عدم توجه قاضی به دلایل» به هیچ عنوان جهت اعاده دادرسی محسوب نمی‌شود.

۱. صدور حکم خارج از موضوع ادعای خواهان (بند ۱)

دادگاه موظف است صرفاً در چارچوب خواسته خواهان رای صادر کند.

  • مثال ملکی: خواهان دادخواست «مطالبه اجرت‌المثل ایام تصرف ملک» داده، اما قاضی علاوه بر محکومیت به پرداخت اجرت‌المثل، حکم به «خلع ید» (اخراج متصرف) نیز صادر کرده است.

۲. صدور حکم به میزان بیشتر از خواسته (بند ۲)

رای دادگاه نباید از آنچه خواهان در ستون خواسته سقف تعیین کرده فراتر رود.

  • مثال ملکی: خواهان ادعای مالکیت و ابطال سند نسبت به ۳ دانگ از یک پلاک ثبتی را مطرح کرده، اما دادگاه رای به ابطال کل سند (۶ دانگ) داده است.

۳. وجود تضاد در مفاد یک حکم (بند ۳)

تضاد باید در متن همان حکم و ناشی از اتکا به اصول یا مواد متضاد باشد، به نحوی که اجرای حکم را غیرممکن کند.

  • مثال ملکی: دادگاه در یک دادنامه، اصالت مبایعه‌نامه ملکی را تایید کرده، اما در بند بعدی همان رای، حکم به بی‌اعتباری معامله و استرداد ملک صادر کرده است.

۴. صدور دو رای متعارض درباره یک ملک واحد (بند ۴)

وجود دو رای قطعی متضاد درباره یک موضوع، بین همان طرفین، بدون اینکه سبب قانونی موجب این تغییر باشد.

  • مثال ملکی: شعبه ۱ دادگاه تجدیدنظر رای به «اثبات مالکیت آقای الف» صادر کرده است. یک سال بعد، شعبه ۲ همان دادگاه بدون اطلاع از رای قبلی، در دعوای مشابهی بین همان دو نفر، رای به «مالکیت آقای ب» صادر می‌کند.

۵. حیله و تقلب طرف مقابل که در رای موثر بوده است (بند ۵)

اقدام حیله‌گرانه‌ای که باعث انحراف ذهن قاضی و صدور رای به نفع طرف مقابل شده باشد.

  • مثال ملکی: خوانده پرونده الزام به تنظیم سند، با دستکاری آدرس خواهان یا تبانی با مامور ابلاغ، کاری کرده که خواهان از جلسات دادگاه مطلع نشود و رای غیابی صادر و قطعی شود.

۶. اثبات جعلیت سند یا کذب شهادت شهود در دادگاه صالح (بند ۶)

اعاده دادرسی به این جهت، منوط به این است که ابتدا جعلی بودن سند یا دروغ بودن شهادت در دادگاه کیفری با رای قطعی اثبات شده باشد.

  • مثال ملکی: رای خلع ید بر اساس یک وکالت‌نامه رسمی صادر شده است. بعد از قطعیت رای، دادگاه کیفری حکم قطعی صادر می‌کند که وکالت‌نامه مذکور جعلی بوده است.

۷. کشف اسناد و مدارک جدید (بند ۷)

مدارکی که در زمان دادرسی وجود داشته اما مکتوم (پنهان) بوده یا دسترسی به آن‌ها مقدور نبوده و حقانیت متقاضی را اثبات می‌کند.

  • مثال ملکی: پس از صدور رای قطعی تخلیه ملک، خواهان یک صلح‌نامه رسمی قدیمی یا رضایت‌نامه محضری مکتوم از مالک قبلی در اداره ثبت پیدا می‌کند که حق متصرف را اثبات می‌کند.

هشدار عملی: اگر درخواست اعاده دادرسی شما بر اساس بند ۷ باشد، باید در دادخواست اثبات کنید که این سند در جریان دادرسی اول در اختیار شما نبوده یا طرف مقابل آن را مخفی کرده بود؛ در غیر این صورت دادگاه درخواست شما را رد می‌کند.

سناریوهای خاص ملکی که زمینه اعاده دادرسی را فراهم می‌کنند

پرونده‌های ملکی پیچیدگی‌های ثبتی دارند. ۵ سناریوی زیر شایع‌ترین موارد پذیرش اعاده دادرسی در دادگاه‌های تجدیدنظر استان هستند:

کشف سند رسمی مالکیت جدید بعد از قطعیت رای

اگر پس از قطعی شدن رای خلع ید یا ابطال سند، سندی رسمی از دفاتر اسناد رسمی یا اداره ثبت اسناد و املاک به دست آورید که قبلاً به آن دسترسی نداشتید، موضوع مشمول بند ۷ ماده ۴۲۶ ق.آ.د.م است.

  • اقدام لازم: طبق ماده ۴۳۲ ق.آ.د.م، ابتدای مهلت اعاده دادرسی از روزی محاسبه می‌شود که سند کشف شده یا به دست شما رسیده است. باید زمان دقیق دستیابی به سند را با دلایلی مثل تاریخ استعلام ثبتی اثبات کنید.

صدور دو رای متعارض درباره یک ملک واحد

این حالت مشمول بند ۴ ماده ۴۲۶ است. در این موارد، نیازی به ابطال هر دو رای نیست.

  • حکم قانونی: طبق ماده ۴۳۹ قانون آیین دادرسی مدنی، در صورت وجود دو رای متعارض، رای دوم بی‌اعتبار بوده و به موجب اعاده دادرسی نقض می‌شود و رای اول به قوت خود باقی می‌ماند.

اثبات جعل یا مجعول بودن سند مورد استناد در دادگاه

اگر دادگاه بر اساس یک مبایعه‌نامه عادی یا وکالت‌نامه رای صادر کرده باشد و شما بعداً جعل آن را اثبات کنید، مشمول بند ۶ ماده ۴۲۶ می‌شوید.

  • شرایط پیش‌نیاز: طبق مواد ۲۱۹ و ۲۲۷ ق.آ.د.م، دادگاه حقوقی رسیدگی‌کننده به اعاده دادرسی، شخصاً به ادعای جعل رسیدگی نمی‌کند. شما باید ابتدا در دادگاه کیفری حکم قطعی «اثبات جعل و استفاده از سند مجعول» بگیرید و سپس دادخواست اعاده دادرسی را به انضمام رای قطعی کیفری تسلیم کنید.

کشف شهادت دروغ شهود در دعاوی الزام به تنظیم سند رسمی

در بسیاری از پرونده‌های ملکی، ادعای معامله شفاهی یا تحویل ملک با شهادت شهود اثبات می‌شود.

  • مبنای حقوقی: طبق ماده ۶۵۰ قانون مجازات اسلامی (تعزیرات)، شهادت کذب جرم است. تا زمانی که حکم قطعی محکومیت شهود به اتهام «شهادت دروغ» از دادگاه کیفری صادر نشود، دادگاه حقوقی اعاده دادرسی بر اساس بند ۶ ماده ۴۲۶ را نخواهد پذیرفت.

اشتباه در تطبیق پلاک ثبتی یا مساحت ملک در رای صادره

اگر دادگاه در رای خود پلاک ثبتی اصلی یا فرعی را اشتباه درج کرده باشد یا مساحت ملک با واقعیت تطبیق نداشته باشد:

  • تکلیف قانونی: اگر اشتباه صرفاً سهو قلم باشد، مشمول اعاده دادرسی نیست و باید طبق ماده ۳۰۹ ق.آ.د.م دادخواست «تصحیح رای» (رای اصلاحی) داد. اما اگر اشتباه دادگاه باعث شده رای نسبت به ملک شخص دیگری صادر شود، موضوع مشمول بند ۱ یا ۲ ماده ۴۲۶ (خارج از خواسته یا غیرمرتبط) شده و راهکار آن اعاده دادرسی است.

اعاده دادرسی از منظر محکوم‌له؛ آیا رای قطعی به نفع من همچنان امن است؟

اگر رای قطعی ملکی به نفع شما صادر شده است (محکوم‌له هستید)، طرح درخواست اعاده دادرسی از سوی طرف مقابل نباید باعث نگرانی بی‌مورد شود. قانون‌گذار برای حمایت از ثبات آراء قضایی، تشریفات سخت‌گیرانه‌ای قرار داده است.

بر اساس اصل عمومی ماده ۴۳۷ قانون آیین دادرسی مدنی، صرف تقدیم دادخواست اعاده دادرسی، مانع از اجرای حکم قطعی نمی‌شود. بنابراین عملیات اجرایی (مانند خلع ید یا صدور سند) متوقف نخواهد شد، مگر اینکه دادگاه پس از بررسی اولیه، ادعای طرف مقابل را منطبق با یکی از بندهای ماده ۴۲۶ تشخیص داده و «قرار قبول اعاده دادرسی» صادر کند.

وضعیت اجرای حکم پس از صدور قرار قبول اعاده دادرسی:

  1. اگر حکم هنوز اجرا نشده باشد: اجرای حکم تا زمان صدور رای نهایی متوقف می‌شود (بند الف ماده ۴۳۷ ق.آ.د.م).
  2. اگر حکم اجرا شده باشد (مثلاً ملک خلع ید شده باشد): تا تعیین تکلیف نهایی اعاده دادرسی، عملیات اجرایی به حالت قبل برنمی‌گردد، مگر اینکه در صورت فوریت و امکان ورود خسارت غیرقابل جبران، دادگاه با اخذ تامین مناسب دستور متناسب صادر کند (ماده ۴۴۱ ق.آ.د.م).

نکته کاربردی برای محکوم‌له: اگر طرف مقابل دادخواست اعاده دادرسی داد، بلافاصله لایحه دفاعی خود را با تاکید بر «عدم انطباق ادعای او با جهات ۷‌گانه ماده ۴۲۶» و «عدم ارائه دلیل جدید» تنظیم کنید تا دادگاه در همان مرحله اولیه، قرار رد درخواست اعاده دادرسی صادر کند.

مهلت قانونی درخواست اعاده دادرسی ملکی (مواد ۴۲۷ و ۴۳۲ ق.آ.د.م) و نکات مربوط به شروع مهلت

مهلت طرح اعاده دادرسی طبق ماده ۴۲۷ قانون آیین دادرسی مدنی برای اشخاص مقیم ایران ۲۰ روز و برای اشخاص مقیم خارج از کشور ۲ ماه است. اما مبدا محاسبه این مهلت ۲۰ روزه، بستگی به جهت اعاده دادرسی دارد:

جهت اعاده دادرسی (ماده ۴۲۶)

مبدا شروع مهلت ۲۰ روزه (ماده ۴۳۰ و ۴۳۲ ق.آ.د.م)

 

آرای حضوریاز تاریخ ابلاغ رای قطعی یا انقضای مهلت تجدیدنظر/فرجام
آرای غیابیاز تاریخ انقضای مهلت واخواهی و تجدیدنظرخواهی
حیله و تقلب (بند ۵)از تاریخ اثبات حیله و تقلب در دادگاه صالح
اثبات جعل یا کذب شهادت (بند ۶)از تاریخ ابلاغ رای قطعی دادگاه کیفری مبنی بر جعلیت سند یا شهادت کذب
کشف سند جدید (بند ۷)از تاریخ کشف یا به دست آمدن سند جدید
وجود دو رای متعارض (بند ۴)از تاریخ ابلاغ آخرین رای متعارض

هشدار عملی: در صورت ادعای «کشف سند جدید» (بند ۷)، بار اثبات تاریخ کشف سند بر عهده متقاضی اعاده دادرسی است. اگر نتوانید اثبات کنید که سند در کمتر از ۲۰ روز اخیر کشف شده، دادگاه به دلیل انقضای مهلت قانونی، دادخواست شما را رد خواهد کرد.

مرجع صالح، مدارک لازم و مراحل تقدیم دادخواست اعاده دادرسی ملکی

مرجع صالح (ماده ۴۳۴ ق.آ.د.م)

دادخواست اعاده دادرسی باید به همان دادگاهی که رای قطعی را صادر کرده است تقدیم شود.

  • اگر رای قطعی توسط دادگاه بدوی صادر شده و به دلیل عدم تجدیدنظرخواهی قطعی شده باشد: دادگاه بدوی.
  • اگر رای در دادگاه تجدیدنظر استان صادر یا تایید شده باشد: دادگاه تجدیدنظر استان.

مدارک لازم

  • تصویر مصدق رای قطعی مورد اعتراض.
  • گواهی قطعیت رای.
  • اسناد و مدارک اثبات‌کننده جهت اعاده دادرسی (مانند رای قطعی کیفری مبنی بر جعل، رای متعارض، یا سند رسمی جدید).
  • وکالت‌نامه رسمی وکیل (در صورت داشتن وکیل).

مراحل اجرایی

  1. تنظیم دادخواست: درج مشخصات کامل طرفین، شماره دادنامه قطعی و ذکر دقیق بند یا بندهای ماده ۴۲۶.
  2. ثبت در دفتر خدمات الکترونیک قضایی: ارسال دادخواست به همراه ضمائم و پرداخت هزینه دادرسی.
  3. بررسی شکلی توسط دادگاه: مرجع صالح ابتدا بدون ورود به ماهیت، انطباق ادعا با ماده ۴۲۶ و رعایت مهلت ۲۰ روزه را بررسی می‌کند.
  4. صدور قرار:
  • در صورت عدم احراز شرایط: صدور قرار رد درخواست اعاده دادرسی.
  • در صورت احراز شرایط: صدور قرار قبول اعاده دادرسی و تعیین وقت رسیدگی ماهوی.
  1. رسیدگی ماهوی و صدور رای جدید: پس از تبادل لایحه و تشکیل جلسه، دادگاه در صورت صحت ادعا، رای قبلی را نقض و رای جدید صادر می‌کند.

تفاوت اعاده دادرسی با اعتراض شخص ثالث در پرونده‌های ملکی؛ کدام مسیر برای شما مناسب‌تر است

اشتباه در انتخاب میان اعاده دادرسی و اعتراض شخص ثالث، یکی از رایج‌ترین علل رد دادخواست در پرونده‌های ملکی است.

  • اعاده دادرسی (مواد ۴۲۶ تا ۴۴۱ ق.آ.د.م): صرفاً مخصوص طرفین دعوا (خواهان و خوانده) یا قائم‌مقام قانونی آنان (مانند ورثه) است. اگر در پرونده حضور داشته‌اید و رای علیه شما قطعی شده، راه شما اعاده دادرسی است.
  • اعتراض شخص ثالث (مواد ۴۱۷ تا ۴۲۵ ق.آ.د.م): مخصوص اشخاصی است که خود یا نماینده‌شان در مراحل دادرسی اولیه حضور نداشته‌اند، اما رای قطعی صادرشده به حقوق آنان خلل وارد کرده است (مثلاً خریدار ملکی که ملکش طی یک دعوای قدیمی بین مالک سابق و فرد دیگر توقیف یا ابطال سند شده است).

نکته کاربردی: شخص ثالث هیچ محدودیتی از نظر مهلت ۲۰ روزه ندارد و می‌تواند تا قبل از اجرای کامل رای یا حتی پس از آن (با شرایطی) اعتراض خود را ثبت کند؛ در حالی که اعاده دادرسی محدود به مهلت‌های قانونی دقیق است.

رویه قضایی؛ نمونه رویکرد دادگاه‌ها در پذیرش یا رد اعاده دادرسی ملکی

رویه غالب دادگاه‌های ایران و شعب تجدیدنظر، رویکردی کاملاً سخت‌گیرانه و تضییقی نسبت به اعاده دادرسی است. محاکم اعاده دادرسی را راهکاری فوق‌العاده می‌دانند و از تفسیر موسع (گسترده) مواد قانونی خودداری می‌کنند.

  • رای وحدت رویه شماره ۵۸۲ دیوان عالی کشور: بر استثنایی بودن این روش و لزوم صراحت در احراز جهات قانونی تاکید دارد.
  • دیدگاه قضات در بند ۷ (کشف سند جدید): دادگاه‌ها صرفاً اسنادی را می‌پذیرند که در زمان دادرسی وجود داشته اما مکتوم بوده است. اسنادی که پس از صدور رای قطعی تنظیم شده باشند (مانند اقرارنامه جدید یا شهادت‌نامه جدید)، به هیچ وجه سند جدید برای اعاده دادرسی محسوب نمی‌شوند.
  • دیدگاه قضات در بند ۶ (جعل و کذب شهادت): دادگاه حقوقی به هیچ وجه ادعای جعل را در اعاده دادرسی بررسی نمی‌کند و تا زمانی که حکم قطعی دادگاه کیفری ارائه نشود، پرونده را بایگانی یا قرار رد صادر می‌کند.

جمع‌بندی و گام بعدی

اعاده دادرسی ملکی، تیر آخر در دادرسی‌های حقوقی است. موفقیت در این مسیر نیازمند دو اصل اساسی است: اول تطبیق دقیق و بی‌نقص موضوع با یکی از بندهای هفت‌گانه ماده ۴۲۶ قانون آیین دادرسی مدنی، و دوم رعایت دقیق مهلت ۲۰ روزه قانونی. طرح دادخواست‌های فاقد مبنای قانونی تنها موجب هدر رفت زمان و صدمه به موقعیت حقوقی شما خواهد شد.

اگر با رای قطعی ملکی مواجه شده‌اید، گام اول بررسی دقیق دادنامه و مدارک جدید توسط وکیل متخصص دعاوی ملکی است تا مشخص شود آیا شرایط قانونی اعاده دادرسی وجود دارد یا باید از مسیرهایی مانند اعتراض شخص ثالث یا ماده ۴۷۷ استفاده کرد.

سوالات متداول

۱. آیا تقدیم دادخواست اعاده دادرسی ملکی خود به خود باعث توقف اجرای حکم خلع ید یا تخلیه می‌شود؟

خیر. طبق ماده ۴۳۷ قانون آیین دادرسی مدنی، صرف ارائه دادخواست مانع اجرای حکم نیست. اجرای حکم تنها زمانی متوقف می‌شود که دادگاه «قرار قبول اعاده دادرسی» صادر کند.

۲. اگر بعد از رای قطعی مدرک جدیدی پیدا کنم، چقدر مهلت دارم اعاده دادرسی کنم؟

طبق مواد ۴۲۷ و ۴۳۲ قانون آیین دادرسی مدنی، مهلت شما ۲۰ روز از تاریخ «کشف یا به دست آمدن» سند جدید است (برای افراد مقیم خارج ۲ ماه). اثبات تاریخ کشف بر عهده شماست.

۳. آیا می‌توان نسبت به رای دادگاه تجدیدنظر استان درخواست اعاده دادرسی داد؟

بله. مرجع صالح برای رسیدگی به اعاده دادرسی، همان دادگاهی است که رای قطعی را صادر کرده است. بنابراین اگر رای قطعی از دادگاه تجدیدنظر صادر شده باشد، دادخواست اعاده دادرسی به همان شعبه تجدیدنظر ارسال می‌شود.

۴. هزینه دادرسی اعاده دادرسی ملکی چقدر است؟

هزینه دادرسی اعاده دادرسی بر اساس هزینه دادرسی دعاوی غیرمالی یا مرحله فرجام‌خواهی و اعاده دادرسی (طبق تعرفه خدمات قضایی سالانه) محاسبه و دریافت می‌شود.

۵. اگر شهود در دادگاه ملکی دروغ گفته باشند، چگونه می‌توان اعاده دادرسی کرد؟

ابتدا باید علیه شهود در دادسرا شکایت کیفری «شهادت کذب» مطرح کنید. پس از صدور حکم قطعی محکومیت آنها در دادگاه کیفری، می‌توانید با استناد به بند ۶ ماده ۴۲۶ قانون آیین دادرسی مدنی، دادخواست اعاده دادرسی را به دادگاه حقوقی تسلیم کنید.

پیمایش به بالا

دریافت مشاوره فوری

رزرو آنلاین وقت مشاوره